محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
107
مخزن الأدوية ( ط . ج )
گرفته سر را به بخار آن بدارند تا عرق شود جهت تحليل مواد بارده دماغيه و نزلات مزمنه و درد سر كهنه بىعديل و مجرب است و ضماد آن با نمك و سركه جهت خزاز نافع . * الاورام و البثور و الرياح و الاستسقاء و البواسير و غيرها * چون خشت پخته آب نديده درست يا قطعهاى از آن را خصوص كه سفيد باشد با آتش گرم كرده قدرى آب يا شراب بر آن پاشيده در نمدى و يا پارچه پنبه دارى پيچيده بر عضوى كه وجع بارد حادث از سردى و يا ريح محتبس و يا ورم بارد و يا بر موضع بواسيرى كه وجع شديد داشته باشد تكميد نمايند موجب تعريق آن عضو و دفع مواد بارده و تحليل و تسكين وجع آنست و ضماد آن با آب غوره جهت شرى و منع ظهور آن و با سرگين گاو جهت تحليل اورام و بثور بلغمى و استسقاى لحمى و زقى و سوء القنيه و ذرور آن براى قطع خون جراحات و جلوس بر روى آجر گرم كرده زحير رطوبى و بارد و ريحى و وجع بواسيرى را مجرب و مسكن آن است خصوص كه روغن گل سرخ بر آن ريخته باشند و چون دو آجر آب نديده را بر هم بسايند و گرد آن را بر عضوى كه وجع و ورم بارد داشته باشد عسل بمالند و آن را بر آن بپاشند و در آفتاب نشينند وجع و ورم آن را زايل سازد و اطباى هند را زعم آنست كه چون آجر را ريزه كرده در دوغ گاو اندازند و يك شب بگذارند و صبح صافى نموده آن دوغ را بنوشند قرحه مزمنه را نافع است . و امّا دهن آجر كه آن را دهن المبارك و دهن المنفذ نيز نامند به نهايت گرم است . افعال و خواص آن : سريع النفوذ و محلل و معرق و ملطف و سعوط آن جهت صرع و لقوه و نسيان و آشاميدن آن براى صرع و فالج و لقوه نافع و قطور آن در بينى جهت صرع و در گوش جهت ثقل سامعه و نشوق آن براى فالج و امراض بارده دماغى و ماليدن آن بر مؤخر دماغ براى نسيان و با شراب زوفا جهت ضيق النفس و دفع فضلات ريه و اكتحال آن جهت تحليل آب نازل در چشم بىنظير و ماليدن آن بر دندان كشنده كرم و مسكن الم آن است و آشاميدن آن جهت كشتن كرم معده و امعا و تفتيت سنگ مثانه مجرب و جهت ادرار بول و ساير امراض بارده مثانه و مغص بارد و رياح و نفخ ظاهرى و باطنى و تحليل خون منجمد و جهت عرق النساء و مفاصل مفيد و حمول آن جهت گشودن دم بواسير و اسقاط دانه آن و رفع كرمهاى مقعد و فرزجه آن جهت گشودن دم حيض و اخراج جنين زنده و مرده و مشيمه سريع الاثر و طلاى آن و آشاميدن آن جهت سموم بارده و گزيدن عقرب و ضماد آن با اشق جهت ورم سپرز به نهايت مفيد . مقدار شربت آن : از يك مثقال تا دو مثقال . مضر معده مصلح آن سركه و مضر گرده مصلح آن كثيرا است و باقى افعال و خواص و صنعت دهن آن در قرابادين مجمع الجوامع ذكر يافت . آچين به فتح همزه و كسر جيم فارسى و سكون ياى مثناة تحتانيه و نون . ماهيت آن : درختى است عظيم ، برگ آن اندك عريض طولانى و از برگ انبه و جامون بزرگتر و ضخيمتر و گل آن سفيد و خوشبوى و برگهاى آن سفيد و پنج عدد و طرف پايين اندرون برگها زرد و طرف بيرون ساقه و برگ آن سرخ رنگ و درخت آن تمام خزان مىكند و در اول بهار اول گل مىكند پس برگ برمىآورد . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : آشاميدن پوست بيخ آن مسهل قوى و جهت آتشك و قروح خبيثه نافع و اگر اسهال زياده نمايد و گرمى كند مصلح آن آشاميدن دوغ است و ضماد آن محلل و منضج اورام صلبه است . آذان الفار به مد الف و فتح ذال معجمه و الف و نون و الف و لام و فا و الف و راى مهمله لغت عربى است به يونانى مروش و به هندى چوه كنى « 1 » نامند . ماهيت آن : شيخ الرئيس فرموده كه جالينوس قوّت آن را قريب به حشيشى كه زير آن شيشه مىگذارند دانسته و اطلاق آن بر دو حشيش مىنمايند يكى آنچه جالينوس ذكر كرده كه از برگ آن بوى خبازى مىآيد و صلابتى ندارد و ديگر بر آنچه ديسقوريدوس گمان برده كه شبيه است به لبلاب و برگ آن كوچكتر از آن و مفروش بر روى زمين و شاخهاى آن باريك و بستانى آن خوشبو ليكن بىطعم و رايحه قوى و گل آن گلابى رنگ و تخم آن شبيه به تخم گشنيز و خطاطيف آن را مىخورند . طبيعت آن : حار حاد است خصوصاً آنچه منبت آن قريب به آب نباشد و آنچه جالينوس ذكر كرده سرد و تر در اول و قوّت قابضه ندارد و در آنچه ديسقوريدس ذكر كرده گرم و با قوّت قابضه و مجففه است . افعال و خواص آن : مسيح گفته منفعت آن قريب به منفعت افسنتين است و اين بعيد است و غير متوقع از آن . * اعضاء الراس * شرب آن جهت صرع و سعوط آن جهت تنقيه دماغ و لقوه نافع . * الجروح و القروح * آنچه را ديسقوريدوس ذكر كرده ضماد آن
--> ( 1 ) . چوهه كنى